گمان نمی کنم هیچ یک از ملتهای روی زمین مثل ایران برای دلالی صلاحیت داشته باشد. چون دلال باید زرنگ، موقع شناس، خوش صحبت، متملق، متقلب، پرحوصله و قدری روانشناس باشد و تمام این صفات در ایرانیان به خصوص در اصفهانیها و شیرازیها جمع شده است، به طوری که گویی اهالی این دو شهر همه دلال آفریده شده اند. همه ایرانیان فروشنده اند یا هرچه را که دارند به گرو می گذارند. وقتی می گویم همه، مقصودم واقعا همه مردم است. شاه جواهراتش را گرو می گذارد، زنانش زینت آلات خود را گرو می گذارند، اعیان و اشراف ملک و باغ و خانه خود را برای به دست آوردن پول به دلالها گرو می دهند، اشخاص باسواد کتابهایشان را گرو می گذارند. هیچ مرد یا زنی نیست که مقروض نباشد و شاید هیچ کس وجود ندارد که بدهکارانی نداشته باشد. ایرانیان به قدری در فکر وام هستند که وقتی کالاهایی از قبیل لباس، جواهر و حتی دیگ می خرند، قبل از هر چیز فکر می کنند که آیا در موقع لزوم می توان آن را به گرو گذاشت و فروخت و به زبان ساده تبدیل به پول کرد؟ گاهی اتفاق می افتد که نیمی از اهالی یک شهر به نیم دیگر بدهکار است.

دریافت